سلامی دوباره!

سلامی دوباره! سلام پس از فاصله ای که همواره یادآور فرمایش حضرت علی (ع) بود،

                             «وقتی تقدیر الهی برسد پرهیز باطل است.»

   این فاصله هیچ گاه سبب نشد، ما کار را چون که خسته شده‌ایم یا خسته می‌شویم، متوقف کنیم. تنها یک راه برای موفق بودن و دست یابی به پیروزی وجود دارد: « شما باید تلاش کنید و هر روز از تلاش خود احساس رضایت پیدا کنید.» این عادت ما است که هدفی داشته باشیم، اما وقتی هدفمان را گم می کنیم، می‌میریم. با این وصف، انسان های زیادی در اطرافمان مرده اند و حتی خود نمی‌دانند. تفاوت بسیاری است بین خستگی و دوری از هدف. این خستگی شاید فرصتی باشد برای رشد و رشد کردن همیشه با یافتن فرصت ها برای تغییر همراه است. کسانی که بتوانند، مدت ها با تلاش مسیر سختی را طی کنند، می توانند متفاوت باشند؛ تفاوت ها در تعهد هاست.

برای …

ادامه مطلب

یادداشت سردبیر

وقتی یک کاروان راه می افتد تا مسیری را از جایی به جایی طی کند، تمام همراهان کاروان ناخودآگاه در تمام مسائل سفر سهیم می شوند و این همراهی اگر با اتحاد و همدلی همراه باشد، همیشه سفر به خوبی به انتها می رسد. همیشه قرار نیست این سفر بی مخاطره باشد یا از آغازی به پایانی برسد. گاهی تمام عمر در سفری هستیم که انتهایی ندارد. همیشه کسانی متضرر می شوند که از گروه همراهان خود جدا باشند و به دور از فطرت اجتماعی خودشان بخواهند به تنهایی مسیر سختی را طی کنند.

کاروان احیای عودلاجان راه افتاده است. این یک خبر نیست. این درست همان چیزی است که اتفاق می افتد. اگر کسی جا بماند متضرر است. شما اگر کاسب هستید یا ساکن عودلاجان، شهردارید یا شورایار، جوانید یا پیر، می توانید با این کاروان همراه باشید یا می توانید کناری بایستید و ببینید که همه چیز تغییر …

ادامه مطلب

با هم بودن

محله ها در ادوار تاریخ کشور، عامل، بانی و مسبب بسیاری از تحرکات بوده اند که این امر ناشی از افعال، کردار و رفتار اهالی محل است. محله ها در همه جا تاریخی شفاهی یا مدون و مکتوب دارند. عودلاجان امروز ما هم مستثنی از این قاعده نیست و همچون سایر نقاط کشور، همیشه با مشخصه های تاریخی خود نمایه ای از تاریخ و هویت تهران بوده است و خواهد بود.

سالی که گذشت پر از تجربیات گرانبها برای محله ما بود که شاید در هیچ دوره دیگری از تاریخ، نمی توانستیم به آن ها دست یابیم. در تمام این تجربیات، آنچه که ما را برنده بیرون می برد، رمز شگفت انگیز با هم بودن ما بود. با هم بودن، با واژگان متفاوت همفکری، همکاری و همیاری چیزی جز بازی های گروهی کودکانه  ما نیست. هر جا که در کنار هم بودیم، پیروز می شدیم و جایی که فکرها و اهدافمان …

ادامه مطلب

محله تکانی

طوفان گل و جـــوش بهار است ببیـنید

اکنون که جهان بر سر کار است ببینید

این آینه هایی که نظر خیـــــــره نمایند

در دست کدام آینــــــه دار است ببینید

روزگاری در محله ی ما همه با هم دست به کار خوش آمد گویی بهار می شدند. نوروز ایرانی نوید روز ها و ماه های جدیدی بود که با امید و آرزو و رسوم فراوانی شروع می شد و سالی دیگر از زندگی را برای هر کس رقم می زد. سال های نویی که مردم عادت کرده بودند با هم بگذرانند.

روزهای پایانی سالی که گذشت حامل اتفاقات فراوانی برای محله ی عودلاجان بود. اتفاق هایی که همه مان سال های زیادی منتظر آن بودیم. از برپایی بازارچه ی نوروزی تا تدوین و تکمیل طرح محله ی عودلاجان. آشنایی و ملاقات مردم با شهردار جدید و ایجاد مدیریت های جدید مردمی برای برعهده گرفتن امور اجرایی محله. آشتی محلی ها باهم …

ادامه مطلب

چشم انداز محله عودلاجان

همه ی ما قصه های قدیمی را دوست داریم. قصه هایی که از روزهایی طلایی شروع می شود، به سختی ها و مشکلات می رسد و در آخر همه ی مشکلات حل می شود و همه شاد و امیدوار به زندگی ادامه می دهند. سوالم از شما این است؛ دوست دارید قصه ی عودلاجان را چطور تمام کنید؟

این قصه، سخت تر از قصه های قدیمی است. می دانم مشکلاتی عمیق تر و بزرگ تر از مشکلات داستان ها دارد و مهم تر این که یک داستان نیست. بیایید به این فکر کنید، دوست دارید این پایان خوش چه باشد؟

در ماه هایی که گذشت، گروه های مختلفی از ما در دفتر محلی، جمع شدیم و برای پایان این قصه طراحی هایی کردیم. با شور و هیجان زیادی گفتیم چه می خواهیم. چه چیزهایی باید ساخته بشود و مسئولان و خودمان چه نقش هایی را باید بر عهده بگیریم. به …

ادامه مطلب

تجدید حیات

اگر بفهمید در یک کار خیلی بزرگ شریک مسئولیتی شده اید چه می کنید؟! خوشحال می شوید و همکاری می کنید؟ از عواقبش می ترسید و کنار می روید؟! بهانه تراشی می کنید و از زیر مسئولیتتان شانه خالی می کنید؟! و یا می ایستید و امیدوار ادامه می دهید.

این روزها ما شامل طرح تجدید حیات در محله مان هستیم که یک طرح جهانی مشترک بین مردم و مسئولان است. مسئله اصلی مطرح شده در این طرح این است که چگونه می توان با استفاده از بافت تاریخی و میراث فرهنگی شهرها به نحو کار آمد، چشمگیر، کاربردی و اثرگذار، پایداری،‌ پویایی و تداوم زندگی، کار، فعالیت، تجارت و گردشگری را تضمین کرد تا در نهایت به اقتصادی پویا و پر رونق همراه با رفاه اجتماعی و ارتقا فرهنگی دست یافت.

این طرح در نقاط مختلف آسیا در حال انجام است، فارغ از اینکه چه پیشرفت های چشمگیری را …

ادامه مطلب

سخن اول

خدایا جهان پادشــــــــاهی تراست

ز ما خدمت آید خـــــــدایی تراست

پناه بلندی و پســــــــــــــتی تویی

همه نیستند هرچه هســتی تویی

گاهی برای همه ی ما پیش می آید که از مسائلی در زندگی خسته و دل مرده می شویم. بنای قهر و بد اخلاقی با همه کس می گذاریم و از همه چیز ایراد می گیریم. خلق همه را تنگ می کنیم و دلزدگی و خستگی مان را به همه سرایت می دهیم، اما، امان از وقتی بخواهیم برگردیم! باید از همه دل جویی کرد، با همه صحبت کرد، رنگ بی حوصلگی پاشیده شده را پاک کرد و تاوان لحظه های خوب از دست رفته را داد. مدتی بود ما هم با محله مان همین طور بودیم. به کوچه پس کوچه هایمان پشت کردیم. خستگی های هم محله ای هایمان را نادیده گرفتیم. غصه تاریخ زنده در خشت خشت خانه هایمان را نخوردیم. به محله مان پشت شد، ما هم پشت کردیم. به محله مان بد اخلاقی شد، ما هم بد اخلاقی کردیم. محله مان خراب شد و ما هیچ کاری نکردیم. امان از حالا که می خواهیم …

ادامه مطلب