عودلاجان یکی از پنج محله قدیمی تهران است. محله هایی که این سال ها با تحولات منطقه ای گسترده ای رو به رو و بسیاری از آن ها به فضای خوابگاهی برای کارگران فصلی و گروه های اجتماعی خاص تبدیل شده است. در عین حال، این محلات، قدیمی ترین بخش شهر محسوب می شوند و کانون های هویتی شهر در این مجموعه ها رقم خورده است. پرداختن به این مناطق موجب احیا و باز زنده سازی معماری و تاریخ زندگی مدنی قدیم تهران است؛ نکته ای که در همه شهرهای قدیمی دنیا به آن توجه ویژه ای شده و می شود، ولی در طرح های توسعه شهر تهران، در حد نوشتار و سند باقی مانده است. توجه به این سندها در عمل، نیاز به جوششی درونی و محلی دارد؛ به نحوی که به سرمایه های محلی به منزله ظرفیت های موجود سامان داده شود، چراکه راه توسعه پایدار شهری از طریق توسعه محله ای است. توسعه محله ای بر اساس مشارکت فعال و معنادار شهروندان و گروه های ذینفع محلی شکل می گیرد. عرصه های سکونت، شغل و فعالیت در این محلات در سطوح سازمانی و حتی مدیریت کلان شهری چندان ملموس نیست. هرچند برنامه های از بالا به پایین خیرخواهانه باشد، ولی راه جلب مشارکت شهروندان این است که آن ها خود در برنامه ها نقش پیشرو داشته باشند. بر اساس این الزامات، در محله عودلاجان تهران شاهد شکل گیری تشکلی مردمی هستیم. جوانان تحصیل کرده و با انگیزه محله به صورت خود جوش در کنار یکدیگر قرار گرفته اند تا به بررسی و تحلیل نقاط قوت و ضعف محله خود بپردازند و در گفتگو با گروه های تاثیرگذار، جوانان، کسبه و دیگر اصناف و گروه های اجتماعی نظرات خود را بیان کنند و با بحث و گفتگو به تکمیل دیدگاه ها و متقاعد کردن مدیران اجرایی و گروه های ذینفع دیگر بپردازند و در عمل راهبردها را از دل این واقعیت ها و مقتضیات محلی کشف کنند. در این میان همکاری نهاد هایی مردمی و انتخابی چون شورایاری می تواند بسیار اثر گذار و مفید باشد.
گاهی اجماع ذینفعان وگروه های محلی طرح های به ظاهر فنی و کارشناسی متمرکز را به چالش کارشناسانه می کشاند. برای نمونه، سال هاست که بر روی بر طرف کردن موانع محدودیت ارتفاع، تاکید می ورزیم. در حالیکه اصل موضوع از دیدگاه شهروندان و تشکل های محله ای مورد تردید جدی است. آن ها می گویند که این اقدام، روح و هویت محله را مخدوش می کند و به از هم پاشیدگی بافت هویتی و اجتماعی منجر می شود. این در حالی است که این اتفاق زمینه ساز حضور گروهی از دلالان زمین و مسکن به منطقه شده است که همه چیز را در سایه پول به تاراج می گذارند؛ هرچند این اعتراض ها معمولا شنیده نمی شود. آنچه در عودلاجان روی داد، شکل گیری گروهی از جوانان برای ایجاد فضای گفتگو و انتشار سازمان دار نتایج آن در شکل نشریه بود.
نشریه عودلاجان از مقوله های است که در ساز و کارهای رسمی نمی گنجد، چراکه این قبیل نشریات گاهی به شیوه ای مدح گونه منتشر می شوند، واقعیت را به نفع سیاست های اجرایی تفسیر می کند و از فهم مسئله عاجزند.
آنچه در عودلاجان روی داد، شکل گیری گروهی از جوانان برای ایجاد فضای گفتگو و انتشار سازمان دار نتایج آن در شکل نشریه بود.
نشریه عودلاجان، هم توانسته است هسته ای مرکزی از گروه های جوان محله ای را گرد خود جمع و نهادینه و آن ها را به کانون بحث و گفتگو پیرامون نیازها و خواست ها تبدیل کند و هم با تعریف مخاطبان خود را در سطح محله با هدف تغییر و اصلاحات در سیاست ها و برنامه های کلان، مسیر خود را هموار سازد. سایت نشریه نیز تکامل بخش اطلاع رسانی در گستره فرا محله ای است. با تورق نشریه شاهد این رویکردها هستیم.
۱- دفاع از هویت محله ای؛
۲- شناساندن وضعیت موجود با رویکردی تاریخی و هویتی؛
۳- معرفی جاذبه ها و چهره های جدید و قدیم محله؛
۴- نقد سیاست ها و برنامه های اجرایی؛
۵- طراحی و انجام فعالیت های محله ای برای گروه های مختلف اجتماعی؛
۶- نگاه به آینده محله؛
۷- ارائه اطلاعات دست اول و انتشار آن در فضای سایبر و نشریه؛
۸- تمرین گفتگو و مذاکره و مباحثه فراگیر و تاثیرگذار. نکته ای که این سال ها بیش از همیشه به آن نیاز داریم و از آن فاصله گرفته ایم؛
۹- برگزاری کارگاه های تهران شناسی با محوریت عودلاجان؛
۱۰- همکاری با گروه های تهران گردی از قبیل کافه تهرون، کانون حافظان میراث فرهنگی و کانون بانوان فرهنگسرای تهران.
این تجربه می تواند پایه ای برای حرکتی فراگیر در شرایطی باشد که محله محوری به منزله سیاست غالب مورد حمایت است به شرط آن که بتواند استقلال خود را پایدار کند.